سایت روانشناسی عشق ماندگار...

.

سایت روانشناسی عشق ماندگار...

m
سایت روانشناسی عشق ماندگار... .

سمینارهای تفسیر روانشناسی مثنوی معنوی در تهران

 

 

سمینارهای تفسیر روانشناسی مثنوی معنوی در تهران

 

 

 



تاريخ : شنبه 16 تير 1397 | 10:48 | نویسنده : m |

تاريخ : سه شنبه 1 اسفند 1396 | 11:36 | نویسنده : m |

چگونه میتوان ازدواج شادی داشت؟

خیلی‌ها تصوری دور از واقعیت از ازدواج دارند و فکر می‌کنند بعد از ازدواج وارد قصری رویایی می‌شوند، در صورتی‌که قبل از ازدواج باید بدانند با ازدواج مسئولیت یک زندگی را به‌عنوان «زن زندگی مشترک» یا «مرد زندگی مشترک» به عهده می‌گیرند و مسئولیت‌هایشان بیشتر می‌شود. بنابراین بهتر است چشم‌بسته و بدون آگاهی وارد زندگی مشترک نشوند تا خود آمادگی لازم را برای اتفاق‌های پیش‌بینی نشده زندگی داشته باشد.
 
برای آمادگی قبل از ازدواج لازم است فرد هدفش را از زندگی مشترک مشخص کند و به این ترتیب است که می‌تواند زندگی مشترک آرام‌تری داشته باشد. بدیهی است وقتی فرد در کنار همسرش آرامش داشته باشد، می‌تواند زندگی شادی را هم تجربه کند.
 
همین که افراد در درجه اول نسبت به خودشان و خواسته‌هایشان آگاهی داشته باشند و در درجه بعد بتوانند شناخت خوبی نسبت به طرف مقابل پیدا کنند و با کمک هم خواسته‌هایشان را برآورده کنند، زندگی مشترک شادی را تجربه خواهند کرد.
 
هر قدر شما خود آگاهی بیشتر و دانش کافی از ازدواج و خواسته‌هایتان داشته باشید، احتمال گزینش همسر مناسب و عملی شدن خواسته‌ها در زندگی مشترک بیشتر شده و آرامش و نشاط بیشتری را کنار همسرتان تجربه خواهید کرد.
 
چطور خودمان را بشناسیم؟
منظور از خودآگاهی این است که افراد بتوانند شناخت درستی از خود داشته باشند یا با کمک افراد پخته و باتجربه که در مواقع حساس زندگی خود تصمیم‌های درستی می‌گیرند، به این شناخت برسند و تصمیم درستی بگیرند.
 
به جز این می توانید از اطرافیان خود بخواهید که رفتارتان را نقد کنند تا متوجه شوید که دیگران چه برداشتی از طرز برخورد و رفتارهایتان دارند و به این نحو، خود را بهتر بشناسید. چنین اقداماتی نشان می‌دهد که حرکتی رو به جلو را آغاز کرده و قصد پیشرفت دارید. البته باید حواسمان باشد که همه آدم‌ها صلاحیت نقد رفتار دیگران را ندارند و گاهی ممکن است اطرافیان قضاوت درستی از رفتار دیگران نداشته باشند؛ بنابراین تن سپردن صرف به حرف‌های دیگران هم توصیه نمی‌شود.
 
خیلی از ما در زمان انتخاب همسر ممکن است تحت تاثیر احساسات، بسیاری از معیارهای مهم را نادیده بگیریم یا تصور کنیم که بعد از ازدواج می‌توانیم همسرمان را تغییر دهیم. نباید فراموش کرد که تغییر افراد، آن هم در سطوح وسیع، غیرممکن است، مگر اینکه خود فرد بخواهد که تغییر کند، اما در بسیاری مواقع افراد احساس نمی‌کنند که نیاز به تغییر دارند و همین امر باعث شروع بسیاری از مشکلات و از بین رفتن شادی و نشاط زندگی مشترک می‌شود. اینجاست که معیارهای انتخاب، تناسب و کفویت مطرح می شود.
 
شبیه هم، اما نه کپی یکدیگر
در ازدواج قرار نیست زوج ها دقیقا کپی برابر اصل یکدیگر باشند. قرار هم نیست که آنقدر تفاوت داشته باشند که در نقطه مقابل هم قرار بگیرند. بهترین حالت در انتخاب همسر همسانی است.
 
همسانی یعنی داشتن وضعیت مشترک میان دو فرد که آنان را بسوی یکدیگر جذب می کند و پیوند وصلت آنها را استوارتر می سازد. و بهتر است بدانیم نا همسانی میان دو فرد سرچشمه کشمکشهای خانوادگی است و سنت مهمترین عاملی است که انسان را بسوی انتخاب همگونان خویش می راند و شالوده مستحکم ازدواج های کم و بیش همسان را قوام می بخشد. اما برای درک بیشتر باید انواع همسانی که در عصر ازدواج همگون، دخیل هستند برشمرد.
 
1) همسانی بر مبنای ویژگی های جغرافیایی
امکان انتخاب به معنای امکان برخورد است و نزدیکی محل سکونت خود به منزله گونه ای مقدمه و زمینه ای برای وصلت است و تا برخورد صورت نگیرد انتخابی نیز در کار نیست. همجواری به عنوان یکی از اصول انتخاب این امکان را به شما می دهد که با فرد دلخواه خود که همسایه هستید وصلت کنید چرا که افراد ی که در یک محل زندگی می کنند در بسیاری از صفات و عادات همگون هستند، مثل دیدگاه مذهبی، فرهنگی و حتی اقتصادی.
 
2) همسانی سنی
همسانی سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری دانست، نزدیکی محل سکونت و شباهت برخی ویژگی های فیزیکی مانند رنگ پوست و اندازه قد آن چنان کافی نیستند که دو فرد را به پیوند زناشویی وادارند، اما نزدیکی سن یکی از بنیانی ترین آنهاست، چون انتظارات شیوه نگرش اشخاص در سنی مختلف فرق می کند، لذا تفاوت وسیع سنی با خود تفاوتهای وسیع فرهنگی و جهان بینی را به همراه خواهد آورد.
 
3) همسانی از دیدگاه اجتماعی- تحصیلی
همگونی حرفه ای همسران مستلزم همتایی و تطابق سطح تحصیلات آنهاست. همسان همسری از نظر تحصیلی همه جا به نفع زن صورت می پذیرد بدین معنا که موجبات ارتقای زن را فراهم می سازد. تحصیلات همچون شاخصی در نوع فرهنگ و اندیشه جهان بینی انسانهاست پس شخصیت تحصیلی به معنای تشابه دیدگاه ها نیز هست.
 
4) همسانی از نظر امور ذهنی و معنوی
زن و شوهر باید پیش از آنکه به یک سطح فرهنگی نزدیک نه حتی همگون برسند، هر دو از سطح هوشی همانند برخوردار باشند سپس می توان پنداشت که از نظر هوشی همسرگزینی اجتماعی و فرهنگی در درون خود مستلزم همگونی همسران است، زنانی که شوهران خود را کم هوش تر از خود می دانند، خوشبختی بی رمق تر و بی جان تری از دیگران احساس می کنند و خوشبختی مردان هنگامی کاملاً تحقق خواهد یافت که همسران خود را از نظر هوشی با خود برابر بیابند. تفاوت وسیع هوشی میان زوجین تمایز رفتار استدلال، حتی عقاید را موجب خواهد شد.
 
از سوی دیگر، مذهب یکی از مهم ترین جلوه های ذهن انسان است که از سرچشمه های معنوی و الهی تغذیه می کنند؛ زناشویی میان زن و مردی که مذاهب مختلف و حتی اختلافاتی در یک مذهب دارند، به دشواری هایی شخصی و خانوادگی گوناگون می انجامد و حتی با اراده استوار نمی توان از آنها پرهیز کرد، زیرا باورهای مذهبی همیشه و در همه جا سرچشمه بنیادین تلقیات جمعی بوده اند و البته این تلقیات خود نمودار و نمایشگر اخلاقیات یک قوم درباره زن و مرد است.


تاريخ : یک شنبه 15 بهمن 1396 | 13:8 | نویسنده : m |

داستان عاشقانه جالب

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

 

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

 

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

 

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

 

شوهر فقط گفت: "عزیزم دوستت دارم!"

 

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

 

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

 

اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.

 

حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.

 



تاريخ : یک شنبه 15 بهمن 1396 | 13:1 | نویسنده : m |

درمان فوری کبد چرب در کمتر از سه هفته

 

درمان فوری و سریع کبد چرب، حتی کبد چرب گرید ۳ در کمتر از سه هفته، با داروهای گیاهی

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید

۰۹۰۱۲۳۹۴۲۲۸



تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | 21:2 | نویسنده : m |

دانلود سخنرانیهای جدید دکتر انوشه

تاريخ : جمعه 29 دی 1396 | 11:16 | نویسنده : m |

کانال تلگرام عشق ماندگار

تاريخ : یک شنبه 28 آبان 1396 | 13:13 | نویسنده : m |

جمله ی زیبای اشو درباره ی عشق

 

جمله ی زیبای اشو درباره ی عشق

 

اگر ایجاد پیوند آزاد باشد، با آزادی همراه باشد، شادی از راه خواهد رسید، چون آزادی ارزش غایی است، چیزی از آن بالاتر نیست. اگر عشق تو سوی آزادی رهنمونت کند، عشق تو عین برکت است، و اگر سوی بردگی براندت نه برکت که لعنت است.»

اوشو

 

کانال تلگرام عشق ماندگار

↓ ↓ ↓

https://telegram.me/eshghemandegar1 



تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 | 21:26 | نویسنده : m |

 

معنی عشق از دیدگاه روانشناسی چیست ؟


مثل یک روز خوش تعطیل، میان روزهای پر کار هفته یا مثل ابری که وسط ظهر تبدار تابستان از ناکجای آسمان پیدا شود و سخاوتمندانه ببارد یا مثل آواز پرنده‌ای در دوردست که دل مان را خوش می‌کند، عشق بالاخره یک روز بی خبر و به ناگاه از راه می‌رسد، جان می‌گیرد، می‌شکفد، منتشر می‌شود و رنگ دنیای مان را عوض می‌کند. بدی اش این است که اگر مراقبش نباشیم، اگر قوانینش را رعایت نکنیم، به همان سرعت که آمده، بازهم بی خبر و به ناگاه، ناپدید می‌شود و با رفتنش، ستون‌های زندگی مشترک مان را به لرزه در می‌آورد. می‌خواهید بدانید بی عشقی، زندگی مشترک کدام زوج‌ها را تهدید می‌کند؟

دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک، زوج درمانگر و متخصص درمان مشکلات جنسی، در پاسخ به این پرسش می گوید هر زندگی مشترکی در خطر از میان رفتن عشق است مگر آن که زوج، ماهیت عشق و راه های نگهداری از آن را بدانند. گفت وگوی ما با این متخصص، درباره همین راه هاست.

برخی می گویند عشق، فقط یک هیجان ناگهانی است، برخی آن را طغیان هورمون ها می دانند و گروهی هم اعتقاد دارند اصلا مربوط به آدم های سالم نیست و فقط روان رنجورها عاشق می شوند. نظر شما چیست؟
ما نمی توانیم فقط با نیمکره منطق مغزمان زندگی کنیم و طبیعتا به نیمکره احساساتش هم نیاز داریم. نیمکره احساسات ، در افراد راست دست، نیمکره راست و در چپ دست ها، نیمکره چپ است.

با این توضیح، هر آدمی قابلیت عاشق شدن را دارد؟
نه. گروهی از آدم ها از نظر هیجانی بشدت سرد هستند و به ندرت ممکن است عاشق شوند مانند شخصیت های اسکیزوئید ( دوری گزین ) یا مبتلایان به سندرم اسپرگر (یکی از اختلالات طیف اوتیسم) یا افراد آ سکشوآل یعنی کسانی که کلا مسائل جنسی برایشان
بی اهمیت است.

ممکن است کسی به شکل ثانوی ضدعشق شود یعنی دوره ای عاشق باشد و ناگهان دیگر هرگز عاشق نشود؟
افرادی که دچار شکست های عشقی شدید می شوند گاهی به کلی با عاشق پیشگی خداحافظی می کنند و انرژی شان را در ادامه زندگی، بیش از حد بر فعالیت های دیگر متمرکز می کنند مثلا همه وقت شان را بشدت صرف فعالیت های فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی می کنند. این رفتار، نوعی « جبران افراطی» محسوب می شود.

من هنوز پاسخ پرسشم را درباره چیستی عشق نگرفته ام. از دیدگاه روانپزشک ها عشق دقیقا چیست؟
عشق غلیان احساسات است. امکان دارد آدم عاشق زمانی خلقش بالا برود یا پایین بیاید یا دچار حالت های نوسانی شود. مثلا گاهی سرخوشی، گاهی افسردگی.
در حالت عاشقی شدید ممکن است فرد کمی شبیه افراد روان رنجور هم به نظر برسد. ولی واقعیت این است که زندگی بدون عشق بسیار سخت است. زندگی بدون عشق مثل غذای بدون چاشنی و ادویه است. کامل نیست.
رابرت استرنبرگ، روانشناس و نظریه پرداز، عشق را به شکل یک مثلث تعریف کرده است که یک ضلع آن شور یا کشش جنسی، یک ضلع صمیمیت و یک ضلع نیز تعهد است. از دیدگاه او بعید است که هر سه ضلع این مثلث در انسان ها کاملا مساوی با هم باشد و بر حسب این که کدام ضلع بلندتر است امکان دارد ماهیت عشق و شکل رابطه عاشقانه تغییر کند و او بر این اساس انواع مختلفی از عشق را تعریف کرده است.

هر زندگی مشترکی در خطر از میان رفتن عشق است مگر آنکه زوج ها ماهیت عشق و راههای نگهداری از آن را بدانند

این هم یک تعریف مناسب از عشق است اما من این سه آیتم برای عشق را به تعداد بیشتری آیتم تبدیل کرده ام و به جزئیاتی پرداخته ام که معمولا برای مراجعانم به آنها اشاره می کنم . نخستین آیتم از دیدگاه من احترام است. دومی، اعتماد است. جزء دیگر تعهد و مسئولیت پذیری است. آیتم دیگر صداقت و رفاقت است.
بعدی، بخشش و گذشت در رابطه است یعنی در رابطه عاشقانه، خوبی ها پر رنگ تر و بدی ها کمرنگ تر دیده می شوند. آیتم دیگر، سپاس و ستایش است. در کشور ما معمولا سپاسگزاری بین زوج ها کم دیده می شود و با گذشت مدتی از ازدواج، آنها خیال می کنند تشکر نکردن، نشانه صمیمیت شان است در حالی که این روش اتفاقا باعث از بین رفتن صمیمیت می شود.
نوازش و در آغوش گرفتن هم یک جزء مهم در عشق است. منظور از نوازش و در آغوش گرفتن صرفا رابطه جنسی نیست این اشتباه است که زوج ها خیال می کنند صرفا برای یک رابطه جنسی باید یکدیگر را لمس کنند در حالی که چنین نیست.
زن ها در کشور ما در این زمینه پیشرفت زیادی داشته اند و به آگاهی هایی برای ارتباط با همسر از این طریق دست پیدا کرده اند. اما به نظر می رسد که مردها عقب هستند. متاسفانه بسیاری از آقایان مراجع ما شیوه در آغوش گرفتن همسر و نوازش کردن او را نمی دانند.
آیتم دیگر، درک متقابل همسر است. عشق باید درک بهتری از طرف مقابل برای ما به ارمغان بیاورد تا او را همانطور که هست بپذیریم و وقتی پذیرفتیم وارد مرحله بعدی می شویم که همدلی است. همدلی یعنی درک مسائل از دیدگاه طرف مقابل. برخی خیال می کنند همدلی همان همدردی است اما این طور نیست. ما در همدلی درد طرف مقابل را درک می کنیم اما در همدردی همراه او درد می کشیم.
رکن مهم دیگر در عشق، یاری کردن و پشتیبانی همسر است. بسیاری از رابطه های عاشقانه در کشور ما با آسیب همراه هستند چون دو طرف وارد رابطه می شوند با هم گرم می گیرند اما بر سر یک مساله به هم حمله می کنند و آسیب می زنند و رابطه تمام می شود. چون مهارت های زندگی را نمی دانند. جزء دیگر در عشق ایثار و فداکاری است و بعد دیگر معنویت است. عشق واقعی ، انسان را در پیوستگی با جهان آفرینش قرار می دهد و بعدی از معنویت است.

اجزایی که نام بردید، عشق را با جزئیات زیاد تعریف می کنند اما به نظر می آید در دنیای مدرن غرب، عشق از طریق رسانه ها بیشتر در قالب رابطه جنسی تعریف می شود.
شور جنسی یک جزء عشق است. اما به تنهایی عشق نیست، حتما باید اجزای روحانی و روانی هم در آن باشد.

به نظرتان چقدر در عشق های امروزی جامعه ما، ارکانی که به آنها اشاره کردید، رعایت می شود؟
به نظرم شمار زیادی از این اجزا، در عشق های امروزی نادیده گرفته می شود. افراد در بسیاری از مواقع به دام رابطه های عاشقانه نادرست می افتند اما رهایشان نمی کنند و ادامه می دهند برای مثال چندی پیش خانم مراجعی داشتم که پزشک بود و وارد رابطه عاطفی با مردی متاهل شده بود. آقا به ایشان گفته بود که همسرش را طلاق می دهد اما وعده اش دروغ بود. با مطالعه بیشتر مشخص شد مرد مبتلا به یکی از انواع اختلال های روانی است. اما برای درمان کاری نمی کند و بنابر این به حرف هایش نباید اعتماد کرد چون ممکن است در شرایط نامتعادل ، چیزهایی بگوید و قول هایی بدهد که هیچ کدام راست نیستند. اما با وجود این شرایط خانم همچنان اصرار داشت که در این رابطه باقی بماند هرچند بشدت آزار می دید.

چرا خانم سعی می کرد رابطه را حفظ کند؟
خیلی از مردم این کار را می کنند. آنها وارد روابط غلط می شوند و حفظش می کنند در پرونده این خانم و در بسیاری از موارد ، علت تلاش برای حفظ یک رابطه غلط، ترس از تنهایی است. ترس از تنهایی، دوری گزین ترین آدم ها را هم یاد مرگ می اندازد و نگران شان می کند.

برای رهایی از ترس از تنهایی که به قول شما باعث قرار گرفتن در روابط غلط عاطفی می شود به نظرتان باید چه کار کرد؟
برای کاهش این ترس ابتدا باید بپذیریم که تنهایی جزئی از دنیای مدرن است و شاید دامن ما را هم بگیرد. به آمارها توجه کنید. طلاق گرفته ها، مجردهای قطعی و آنها که همسران شان فوت کرده اند جزو گروه هایی هستند که این تنهایی را بیشتر از دیگران تجربه می کنند و باید برای مقابله با آن آماده باشند.
برای حل این مشکل ما باید انرژی مان را بر محورهای متنوع دیگری از زندگی متمرکز کنیم. مثلا از گیاهان خانگی مراقبت کنیم، به کلاس های ورزش، موسیقی، یوگا یا مدیتیشن بپیوندیم و روابط اجتماعی مان را با انسان های دیگر گسترده تر کنیم.
شما در صحبت های تان اشاره کردید که زوج ها بسیاری از آیتم های عشق را نادیده می گیرند و به همین علت در رابطه به مشکل بر می خورند، اصلی ترین آیتم هایی که فراموش می شوند، کدامند؟
احترام و صمیمیت مهمترین و مغفول مانده ترین اجزای عشق هستند. از یک طرف زوج ها در بسیاری از موارد به یکدیگر و خانواده های شان احترام نمی گذارند و از سوی دیگر با هم صمیمی نمی شوند، آنها به هم محبت نمی کنند چون خیال می کنند این نوازش ها، باعث پررو شدن همسرشان می شود یا خیال می کنند این نوع رفتارها برای بچه ها بد آموزی دارد و اگر نشانه ای از محبت به هم را مقابل بچه های شان آشکار کنند چشم و گوش آنها باز می شود!
در حالی که فرزندان مان باید ببینند والدین شان نسبت به هم علاقه دارند و با هم صمیمی اند تا در بزرگسالی الگوی مناسب رفتاری داشته باشند. متاسفانه ما بدلی زندگی می کنیم.

برخی می گویند که عشق مربوط به قبل از ازدواج است و پس از ازدواج شعله اش خاموش می شود شما این نظر را قبول دارید؟
عشق پس از ازدواج باید ضمیمه صمیمیت شود اما اگر صمیمیت نباشد، رابطه سرد خواهد شد.

در این حالت کار زوج به دادگاه خانواده می کشد؟
نه همیشه . شاید تعهد باعث شود در کنار هم بمانند اما به هر حال احساس خوشبختی کامل ندارند. در حالی که صمیمیت، آدم ها را دوباره عاشق می کند و حتی شور جنسی را هم افزایش می دهد. در مرگ صمیمیت، زوج ها به طلاق عاطفی هم می رسند یعنی شاید زیر یک سقف زندگی کنند اما از نظر عاطفی وابستگی شان را به هم از دست داده اند.

به اینکه آدمها نیمه گمشده دارند باور دارید؟
معتقدم اما نه به شکل اغراق شده و رمانتیکش. معنای مورد تایید من از نیمه گمشده این است که برخی آدم ها از نظر عاطفی و جنسی با برخی دیگر انطباق زیادی دارند ولی متاسفانه خیلی وقت ها این آدم ها با هم برخورد نمی کنند یا با فردی اشتباه ازدواج می کنند یا تنها می مانند.

برخی می گویند عشق منطق ندارد ….
نه قبول ندارم . هر کاری به خردمندی نیاز دارد. اگر فرد عشقی در خود احساس می کند که تابع خرد نیست باید به متخصص روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند.

شما هم شنیده اید که زن ها با گوش عاشق می شوند و مردها با چشم؟
زنان با واژگان محبت آمیز بیشتر احساس شیفتگی می کنند اما بعد جنسی برای مردان بسیار مهم تر است پس آنها بر اساس دیده های شان جذب می شوند.

آیا به طور کلی زنان نیازهای جنسی کمتری نسبت به مردان دارند؟
از یک سو زن های غربی بیشتر از زنان شرقی نیازشان را ابراز می کنند و از سوی دیگر واقعا، زنان نسبت به مردان ممکن است نیازهای جنسی کمتری داشته باشند.

شما در صحبت های تان اشاره کردید که توجه به رکن صمیمیت، زندگی مشترک را زیبا و عاشقانه نگه می دارد اما چگونه می توانیم پیش از ازدواج مطمئن باشیم که طرف مقابل مان قابلیت صمیمی شدن را دارد؟
مشاوره پیش از ازدواج برای سنجش چنین مسائلی بسیار موثر است. هرکس پس از ازدواج فقط ۱۵ تا ۲۵ درصد قابل تغییر است پس انتخاب کسی با خیال این که می شود تغییرش داد اشتباه است و صفاتش با فرض این که پس از ازدواج هم ثابت خواهند ماند، باید سنجیده شود.
در دنیای امروز به نظر من بخشی از شناخت دو طرف از هم می تواند از طریق فضای مجازی باشد.
فضای مجازی در دنیای مدرن، موقعیت مناسبی برای معرفی خود به جوان ها داده است و افراد با سلیقه های نزدیک به هم می توانند یکدیگر را پیدا کنند و سپس یکدیگر را بسنجند البته این روش یک شرط بسیار مهم دارد نخست این که مطمئن باشیم طرف مقابل هویت واقعی اش را با هدف ازدواج در اختیار مان قرار داده است که طبیعتا به تحقیق فراوان نیاز دارد و دوم این که کل فرایند آشنایی و سنجش، با نظارت خانواده و مشاور ازدواج باشد تا خطرش به حداقل برسد.

www.eshghemandegar.ir



تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 | 9:47 | نویسنده : m |

آدرس سایت دکتر میثاق

آدرس سایت دکتر ابراهیم میثاق

www.ebrahimmisagh.ir

آدرس کانال تلگرام عشق ماندگار : eshghemandegar1@

 

آدرس پیج اینستاگرام عشق ماندگار : eshghemandegar1@

 

آدرس سایت عشق ماندگار : eshghemandegar.ir



تاريخ : سه شنبه 14 شهريور 1396 | 18:7 | نویسنده : m |
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.